سيد محمد كمره اى

154

روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )

مىداد تابه‌حال يك حاكم براى آنجا معين مىكرد . اگر بين دو مهتر يا مهترها با ميرآخور طويله‌اش يك روز كشمكش واقع مىشد اصلاح مىكرد . ابدا اعتنايى ندارند و شايد به جهت اينكه بروجردىها به اسم اتحاد ملى تلگراف مىكنند آقا بدشان آمده ، ولو اينكه بروجرد و لرستان يك‌جا نيست شده و برود جبران بىميلى آقا از اين اسم نمىشود . البته آقاى رئيس الوزراء كه به ميل مخبر السلطنه رفتار نمايد آقاى مخبر السلطنه هم قسم خورده باشد كه با عدل الملك صميمى باشد ، آقاى عدل هم هرچه نقشه و رأى بدهد ، آقا به علاقه سنخيت قبول نمايد ، البته حال مملكت جز اينكه به جنوب و به كعبه آمال . . . حركت نمايد چه مىتوان احساس نمود ؟ مازندران ، اروميه ، تبريز ، رشت ، همدان نعوذ بالله از حماقت ماها بدبخت‌ها . بعد بيرون آمده گفتم من جواب بروجردىها را به اين قسم خواهم داد كه من ديگر نمىتوانم حامل و مبلغ عرايض شماها به اولياء امور بشوم . آقا فرمودند نه خير ، جواب يأس به آن‌ها ندهيد . من عرض كردم چون خودم دروغ‌گو بيرون آمدم . مطلبى نيست ، اما نايره جدال بين آن‌ها بلند مىشود . يا نصرت السلطان را حاكم مستقل آن‌ها بكنيد و تقويت نمائيد تا هيئت اتحاد ملى را تحت تمكين بياورد يا نصرت السلطان را از نيابت حكومت معزول نمائيد تا آن‌ها قدرى ساكت تا حاكم آنجا معين شود . آقا مىفرمودند در همين هفته درست مىشود . ميل مخبر السلطنه به اغتشاش بروجرد بعد از اطاق آقا رد شده از اطاق مخبر السلطنه هم كه رد شدم عرض نمودم من به بروجردىها جواب مىدهم كه خودشان مىدانند . فرمودند چه عيب دارد بدهيد . بنده همچه حس نمودم كه كمال ميل را به اغتشاش آنجاها دارد و مغتنم مىشمارد كه فسادى حاصل شود و به گردن غير بگذارند . بعد بيرون آمده اطاق آقاى مرآت رفته تلگراف به شاه را در پاكت به صاحب‌اختيار به ايشان دادم كه مرحمت نموده براى صاحب‌اختيار بفرستد . بعد بيرون آمده رفتم درب دكان حسين خان ، تفصيل شكسته بودن اسباب ميان تلمبه را به او . [ گفتم ] گفت كه اگر بخواهيد مجددا بريزند ده تومان ، و الّا سه چهار تومان . واقعا شبهه نمودم كه اين شكست را خود حسين خان و پدرش سابق كه مىخواستند تلمبه را كار بيندازند